ادبیات تبلیغی ؛ تنها ادبیات درحال رشد درفضای افغانستان امروز
وضعیت فرهنگی افغانستان ، وضعیتی است که برای همه مایه ی تاسف ونگرانی است . ناهنجاری ها ونابسامانی ها درعرصه ی سیاسی – اجتماعی باعث بوجود آمدن ناهنجاری ها درتمامی عرصه های زندگی درافغانستان شده است . این فلاکتباری ، ازسیاست شروع تا اقتصاد ، هنر و ادبیات همه را شامل میشود. اقتصاد روبه افول ، امنیت شکننده ، هنر بی تعهد ، و، ادبیات تبلیغی ، وضعیت را بد تر ازآنچه هست ، مینماید. با جوانه زدن دمکراسی در کشور ، ما امیدا پیدا کرده بودیم که شاید با تأثیر وتأثر ازمفاهیم جدید ، فرهنگ ملی مان دچار پزیرش بیشتر عقلانیت ودیگر اندیشی شود وادبیات ومسایل دیگرنیز به نحوی متأثر از فرآورده های جدید شود. اما، باتأسف سالهای طلایی دردامن دمکراسی نوین سپری شد وما همچنان نتوانستیم خودرا با این شرایط زندگی هماهنگ سازیم . فرهنگ دمکراسی، الزامات خوبی وتعهدات انسانی تر برای انسان امروزی میتوانست به ارمغان آورد- خصوصا درعرصه فرهنگی – ادبی . همدیگر پزیری ، تسامح ، تکثر دینی ، سیاسی ، وفرهنگی ؛ ادبیات انسان پرور، و، دیگر مؤلفه های دمکراتیک میتوانست تا امروز دربستر فرهنگی وتاریخی مان نهادینه شود. چنانچه درعرصه های دیگر ما شاهد ازدست رفتن فرصت ها هستیم ، درین عرصه ها نیز فرصت را ازدست داده وهرروز ازدست میدهیم. روحیه ناسیونالستی نا آگاهانه افغانی ، باعث شده که نتوانیم بسا هنجارهای افغانی مان را به نقد بکشیم . افتخارات پوک و بیجای ما بر شاهان مان ، چیزی است که ازدوره مکتب بدان خو میگیریم . چیزی که میگویم را کسانی که مکتب را درداخل افغانستان خوانده بخوبی درک میکنند. چی معلمانی داریم که می ایستد وباصدای بلند ورسا میگوید، " فلان پادشاه هفت یا ... لشکر کشی کرد... وقتی یک هندو نام افغان (تپان) را میشنید ، میترسید ...." اینها چیزهای هست که شده افتخارات تاریخی ما انسانهای که درقرن بیست ویک زندگی میکنیم . البته فراموش نشود که دردانشگاه هم استادانی داریم که همین علف های هرزه را نشخوار نا امید وارانه میکنند. اینها همه بخش های ازادبیات تبلیغی هست که دارد به جای زیر سؤال قرار گرفتن ، بیشتر به تابوها تبدیل میشوند. باید درقدم اول ما این حق را بخود بدهیم که این چیزها را زیر عینک نقد قرارداده خورد کنیم تا ببینیم چقدر با عقلانیت جوردرمی آید. وقتی کسی ازما میترسد ، این دیگه افتخار نیست . انسان برای وحشت آفرینی و خشونت خلق نشده است . وحشت وخشونت مال انسان های بدوی ویا پیشاتاریخی هست ونه مال انسانیکه دراوج بشردوستی ونوع پروری دارد زندگی میکند. لشکرکشی های فاتحین بی هدف ، جز برباد داد بیت المال وکشته شدن عده ی زیادی ازجوانان پاک این کشور چیزی دیگری را به ارمغان نیاورده است . بجای لشکرکشی ، کاش فرزندان این ملت فرستاده میشد خارج ، تا دررشته های تحصیلی وتعلیمی دانش کسب میکردند. امروز اگر دریک دور باطل منطیقی میچرخیم واستخوان های مان را میشکند ، علت همین بی اطلاعاتی وبیسوادی مردم ما است . به گفته یکی ازبزرگان دین اسلام ، " هرکسی امروز ودیروزش یکیست ، او، مسلمان نیست ." یعنی مسلمان هرروز درحال رشد است ؛ هرروز بیشتر برمشکلات زندگی پیروز میشود ؛ و،هرروز محیط خودرا بیشتر ایده آل میسازد. ما که سخت به مسلمان بودن خود افتخار میکنیم ، پس بایست صدو سی سال مان اینقدر یکسان نمی بود. به گفته رییس جمهور کرزی ، " صد وسی سال پیش هم ما محتاج داکتر خارجی بودیم وحالاهم ...." دنیای که حتا درهرثانیه شاهد پیشرفت ورشد هست ، آنوقت افغانستان با صدو سی سال یکسانی ، هم شده بخش ازین دنیا . مردم اش هم که ما ها هستیم با افتخار تمام میگوییم که ماهم بخش ازدنیای امروزی هستیم . برای جامعه بشری تنها تحفه ی که داریم وحشت آفرینی هست . برای جامعه علمی وتحقیقی تنها چیزیکه به ارمغان آورده ایم ، " تریاک ، قبیله گرایی ، و، ..." است . خوب ، اینها همه باید به نقد کشیده شود ، وانگهی ، ما همه چیزرا باادبیات مدرن ، از نو بسازیم وبنویسیم . باید بجای رشد ادبیات تبلیغی امروزی ، ماشاهد رشد ادبیات مدرن وغنایی میبودیم . دیگر ، ادبیات را چاکر سیاست نسازیم . ادبیات میتواند بسا دردهای اجتماعی مان را مرهم نهد. روایت های امروزی مان را باادبیات ریالیستیکی بنویسیم وبا نقادی همه چیز را ازنو درک کنیم . به نظرم این تنها چیزی است که دین ومذهب مان به ما میگوید ورسالت انسانی مان ازما آن را توقع دارد. سرنوشت به هم پیوسته انسان در عصر جهانی شدن ، ارزشهای وخدمات متقابل میخواهد. و، ماهم بتوانیم بخش ازپیکره این جامعه بشری باشیم .
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 18:40  توسط علی اکبر فرهنگ
|
مردانه اعتراف کرد
رییس جمهور با گذشت چند سال ازحکومت اش ، برای اولین بار با اشک وحسرت اعتراف کرد که " صدو سی سال قبل امیر شیر علی خان ، فرزندش را پیش یک داکتر روسی که برای دیدار با مقامات آن کشور آمده بود ، تداوی ومعالجه کرد ". صدو سی سال ، عمر کمی وزمانی اندک برای تلافی وسیر درمسیر دانش وکسب مهارتهای مدرن نبود . اما، حالا می بینم که هنوز درخم وپیچ یک کوچه ایم . صد سال ، کشوری میتوانست ازنو تاسیس شده به مراتب پرقوت تر ومدرن تر ازافغانستان فعلی باشد- چنانچه شاهد همچون کشورها هستیم . کاش این جرأت را هر انسان این مرزوبوم پیدا کند که اعتراف کند بربی دانشی وبی همه چیز بود ن مان تا از صفر آغاز کنیم . اینطوری راحت تر حرکت میتوانیم . اما، کمتر کسی از طبقه انحصار گر وپوچ اندیش حاضر است به این اعتراف روشنگرانه وحقیقت پرستانه تن دردهد. رییس جمهور ازبازی های موش وگربه با طالبان نیز بجان رسیده است . شاید دلسوز ترین فرد همین جناب برای طالبان باشد – البته بخاطر روابط نژادی که با آنها دارد وباورهای سیاسی خودش . هرچه برای دلخوشی طالبان با آنها ازدر صلح سخن گفته شد ، به همان پیمانه برای آنها جرأت بیشتر شد. دیده میشود که هرروز انسان میکشند ، هرروز برجان ومال مردم بیشتر تجاوز میکنند ، هرروز بیشتر مکتب ها را میسوزانند. دیگر حوصله کرزی هم به سر رسیده است . برای مقابله با طالبان تنها اشک ریختن و تضرع کافی نیست ، بلکه ، نیاز مند یک حرکت وسیع وهدفمندانه جهت براندازی افکار منفور وپست آنها وتوانایی نظامی شان است .
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 14:54  توسط علی اکبر فرهنگ
|
واقعا سفید را سیاه میکنند
باورق خوردن صفحه جدید ازتاریخ کشور، ما شاهد تحولات ودیگرگونه شدن چیزهای زیادی بودیم وهستیم . یکی ازخوبی های این صفحه نو، همین آزادی بیان است . آزادی بیان با آنکه وسیله خوبی برای راه انداختن مباحث علمی وفرهنگی درسطوح مختلف اجتماعی وسیاسی است ، اما، بخاطر نو بودن این پدیده درجامعه قرن بیست ویک افغانی مورد استفاده بد قرارمیگیرد. درطول این چند سال ماشاهد رشد چشمگیر رسانه های چاپی وتصویری وصوتی بودیم. رسانه های علمی باتاسف کمتر بوجود آمد. بیشتر رسانه های سیاسی وتنظیمی بوجود آمد. این رسانه های سیاست زده ومتأثر ازفضای آلوده سیاسی کشور ، درین فضا خیلی مفید واقع شده است – البته مفید درجهت بشتر آلوده ساختن این فضای آلوده ! رسانه های زیادی را مشناسم که ازبی برنامگی وبی مطلبی ، مطالبی را به چاپ میرسانند که شایسته نیست درآنها چاپ شود. مطالبی مفت ومجانی ، مطالبی است که حکومت را به نقد میگیرد. حکومت هم که ازبس انتقاد شنیده پاسخ اش همان است که همان ( شتری را گفتند گردنت کج است ، درجواب گفت کجایم راست است ؟!) دولت فعلی هم که سراپایش را پرازگند وکثافت می بیند ، بنا براین ، لازم نیم بیند که به هیچ انتقادی اصلاحی توجه کند. انتقادات به پیمانه وسیع طرح میگردد ، اما، نتیجه وتاثیرش هیچ است . این فقط بخاطر مقطعی بودن انتقادات ازاین نظام مبتنی بررشوت وفساد است . اگر رسانه ی به نمایندگی ازقشر یا تیپ مشخص فکری یک لایه اجتماعی باشد وهدفمندانه به حملات نقادانه اش برای اصلاح ونه برای رسیدن به طعمه ازجانب باند تبهکارباشد ، قطعا نتیجه وتاثیر مستقیم خواهد داشت. هرگروهی ویا حزبی یا شخصیتی انتقاد را تاوقتی ادامه میدهد که با لطف ریاست جمهوری مواجه شود ، آنگاه است که سرازپا نشناخته درپی تقبل وگرفتن آن رشوت ، می دود. دیگر نه حکومت فاسد است ونه قدرت چیزبد . این چیزی است که بارها تجربه کرده ایم وهرروز تجربه میکنیم . شخصی یک روز قبل ازتقرری اش دریک پست دولتی ، منتقدر سرسخت ودوآتشه دولت بوده ، اما، بعد تبدیل شده به وکیل مدافع نظام فاسد وتمامت خواه فعلی به ریاست جمهوری کرزی صاحب ! رسانه واصحاب رسانه موارد زیادی با ازین قبیل رشوت ها مواجه شده است . کمتر کسی توانسته ازین تیر غیبی ولاریبی تیم حاکم جان به سلامت ببرد. اکثریت بدون استثنا شخصیت خودرا درپیشگاه مردم به تملق گفتن به دولت تخریش کرده اند. رسانه های وابسته به احزاب وشخصیت های معین طبعا قربانیان مذبوح این کاردهای زهرآگین حکومت بود ه است . رسالت روشنفکرانه فراموش شده و.... تنها سفید را سیاه میکنند ووقت شان را هدر می دهند.
+ نوشته شده در سه شنبه ششم مهر 1389ساعت 13:24  توسط علی اکبر فرهنگ
|
خواسته ی تکراری آقای کرزی وپاسخ طالبان
حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان دعوت از گروه طالبان برای دست برداشتن از جنگ را تکرار کرده است.
روز جمعه، 19 سنبله/شهریور (10 سپتامبر)، آقای کرزی که به مناسبت عید فطر با خبرنگاران صحبت میکرد، از ملا عمر، رهبر گروه طالبان خواست که دست از "برادر کشی" بردارد و به گفتگوهای صلح بپیوندد.
رئیس جمهوری افغانستان گفت: "از ملا محمد عمر آخند آرزو دارم که به روند صلح بپیوندد، از برادرکشی دست بکشد و از انفجارات و وارد آوردن تلفات به طفل، زن و جوان در خانههای مردم دست بکشد."
آقای کرزی در حالی این دعوت خود را تکرار کرده است که ملا عمر، رهبر طالبان در پیام عیدی خود هیچ تمایلی به مصالحه نشان نداده است. علاوتا، ملامحمد عمر رهبر طالبان ازفرماندهان مجاهدین خواسته که به جمع آنها بپیوندد. این یک خواست کاملا جدید ازطرف طالبان است که به نشر رسیده است.
ونیز ، ملا عمر در این پیام نیروهای ناتو را "مقرون به شکست کامل" خوانده و به مردم آمریکا هشدار داده است که اگر رهبران خود را محبور به ترک افغانستان نکنند، در "درازمدت باید از امپراطوری گسترده خود دست بکشند."
رهبر طالبان در گذشته هم درخواستهای آقای کرزی برای مصالحه را رد کرده است و در مواردی ستیزهجویان طالبان به این درخواستها با حملات خشونتباری پاسخ دادهاند.
آقای کرزی در بخشی از سخنان خود در روز جمعه، از نیروهای خارجی خواسته است که به جنگ به گفته او در روستاهای افغانستان پایان دهند و به سراغ "لانههای" تروریسم بروند.
او گفت: "از نیروهای ناتو آرزو داریم که این را بدانند که جنگ علیه تروریسم در دهات افغانستان نیست، در خانههای افغانها نیست، باید اینها به (سراغ) لانههاشان بروند." اشاره وکنایه غیر مستقیم آقای کرزی به عوامل تداوم جنگ درافغانستان هرازگاهی به سمت وسوی نشانه می رود.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 12:4  توسط علی اکبر فرهنگ
|
وضعیت رسانه های افغانستان
چالش ها ومسوولیت ها
پس ازبازشدن فصل جدید وزمینه ی جدید برای بیان افکار، مرام ها واهداف ، رسانه های چاپی وغیرچاپی به شکل گسترده رشد کرد. سالهای 81، 82 و83 ، ما تنها رسانه ی تصویری که داشتیم ، تلویزیون ملی بود . اما ، اینک پس ازگزشت چند سال ، ما شاهد چندین رسانه تصویری هستیم که برنامه های مختلف رابرای مردم پخش می کنند. ازتلویزیون های مستقل تا حزبی وتجارتی ، همه برنامه های دارند که قابل دید ویا هم مبتذل هستند. این ، درعرصه رسانه های تصویری محصورنمی شود ، بلکه ، درعرصه ی رسانه های چاپی نیز ما شاهد رشد کمی وکیفی هستیم . امروز چندین روزنامه ، چندین هفته نامه وده ها ماه نامه وفصل نامه داریم که همه خواننده گان وعلا قمندان خود را دارند. ازلحاظ مخاطب نیز، هرکدام مخاطب خودرادارند واهداف سیاسی ، اجتماعی ، وفرهنگی خودرا روی برگه های نشریه مشخص به دست نشر می سپارند. فراموش نشود که بنگاه های تجاری نیز دست به چانه ننشسته دست به ایجاد نشریه های چاپی وغیر چاپی زده اند. حال این نشریات ورسانه ها، درکنار محاسن ونقطه قوت های که دارند ، نقطه ضعف های خودرانیزدارند. نقطه قوت های این رسانه ها بیشتر درعرصه هایی چون بازگویی وقایع که سالها پیش بوقوع پیوسته ، می باشد ونیز درعرصه پخش رویدادهای جاری رسالت نسبی شان راادامی کنند. بحث های سیاسی اجتماعی را درحدودی بیان کرده ومباحث خوبی را طرح می کنند. سال پار، برای اولین بار ماشاهد مناظره تلویزیونی نامزدان ریاست جمهوری بودیم – البته کاستی های داشت که بیشتر تحمیل شده بود. ونیز، مباحث منطقه ی وفرامنطقه ی درین رسانه ها دنبال می شود. خبرنگاران باقبول هرگونه خطرات ، درمحل های حوادث تروریستی وغیره حضورپررنگ پیدا می کنند. این کارشان ، باعث تلفات ، اهانت ها ، بازداشت ها وضرب وشتم نیز شده است . درین عرصه ، موانع وچالش های مختلف فراراه خبرنگاران وکارمندان رسانه هاقراردارد؛ که به طور خلاصه می توان به موارد ذیل اشارت کرد: یکم ، در عرصه امنیت ؛ چالش امینیتی درواقع بزرگترین چالش دربرابر کاررسانه ی با مسوولیت ژورنالیستیکی درافغانستان است . امروز دیگر نمی شود ناامنی را دریک یا چند ولایت محصورکرد . امروز ناامنی ازکابل تا دورترین نقطه افغانستان چترش را گسترده است . این مشکل ، باعث می شود تا خبرنگاران نتوانند وقایع را به شکل حقیقی برای شهروندان بنمایاند. مواردی که ازطرف مخالفین یا هم حتا حکومت ، تهدید وخطر جدی متوجه خبرنگاران می شود ، آنجا است که شهروندان ازیک حق بزرگ خود محروم می شوند. وقتی خبرنگاران مجبورا ازپخش آن رویداد چشم پوشی کنند ، درواقع درعین زمان شهروندان را ازحق مسلم شان بی نصیب می گردانند. شهروندان آگاه وباشعور ، ازهمین حق دسترسی به اطلاعات وقایع به شکل حقیقی وبدون دخل وتصرف است که تولد می شود. حق دسترسی به اطلاعات که یک حق طبیعی شهروندان است ، بدبختانه ازناحیه دولت ، شورشیان ، نیروهای خارجی وافرادمسلح غیر مسوول مورد نقض وتحدید قرارمی گیرد. این یک عامل عمده است برای شکست رسانه های افغانی درقبال مردم برای رساندن حقایق عینی درافغانستان . دوم ، چالش حرفه ی بودن است . این مشکل به سبب نوپا بودن وعدم بلوغ رسانه های دردامن آزادی های مدنی که تازه نصیب مردم شده است ، می باشد. این چالش باعث شده است که کارکنان رسانه های تصویری وچاپی ، نتوانند آنچه که یک شهروند بدان نیازمند است ، برای شان برسانند. رشد رسانه چنانچه برهمه مبرهن است تنها دست آورد حکومت جدیداست . صرفنظر از عده ی معدودی ازخبرنگاران ، عموما با این مشکل دچار بود ه ودرکارمطبوعاتی شان خلل ایجادکرده است . حقیقت های جامعه درواقع نتوانسته ازپس قامت های نامنظم رسانه های کم تجربه وغیرحرفه ی سربلند کند. ازتوهین مستقیم به یک شخصیت ویا یک گروه قومی تا تقلید مستقیم ازبرنامه های تلویزیونی غربی وشرقی ، همه شاهد مدعای ماست . این برخوردهای غیرمنطیقی وغیرحرفه ی وبه دورازرسالت خبرنگاری ، باعث شده تامردم نسبت به رسانه ها کم مهروبی اعتماد شوند. مردم وقایع ( عین وقایع ) را چنان معکوس ازرسانه ها میشنوند که باورنمی توانند کدام یک حقیقت است وکدام دروغ ! پرداختن بی مورد به مسایل که هیچ دردی را دوا نمی کند وهیچ واقعیت را اثبات ، اکثرا موضوع می شود برای بعضی ازین رسانه ها . آنان وقایع گزشته را با افکار واهداف نو، چنان نشخوارمی کنند که دربرابر موج ازنارضایتی علاقمندان وبینندگان شان قرارمی گیرند. خوب ، اینها درکل معلول های یک علت هستند – غیر حرفه ی بودن رسانه های افغانی . سوم ، چالش دسترسی محدود رسانه است به معلومات . خبرنگاران با بعضی استثنا های که وجوددارد ، معلوماتی را ازحکومت بدست می آورند که حکومت می خواهد. درواقع حکومت اجازه دسترسی عمومی به اطلاعات ضروری را برای رسانه ویاکارکنان رسانه ها نمی دهد. آگاهی ازاطلاعات که می تواند شهروندان را مسوول و مدافع منافع ملی بارآورد ، متاسفانه ازناحیه حکومت ضربه پزیر ومحدودشده است. این برای آن است که حکومت نمی خواهد بیشترازین مورد انتقاد ات ونارضایتی مردم قراربگیرد. مردم ازحکومت هرقدربداند وهرقدرازکارهای حکومتی آگاه شود ، طبعا داوری های نیز باخود ودرخود خواهند داشت . این بنظرم باعث شده تا رسانه ها با یک چالش بزرگ دیگر نیز روبرو شوند. چهارم ، مشکل سلیقه ی ویا گرایشی است . این مشکل ، درکل، رسانه های افغانستان را آسیب پزیر ومعلول ساخته است . ذهنیت های قومی ، مذهبی وزبانی ، باعث شده تا دربیان حقایق کوتاهی ها وغرض های دخل داده شود. بازتاب حقایق زمانی بدرستی انجام می شود که اصحاب رسانه ها به هیچ چیزی به اندازه بیان حقیقت چنانچه محقق شده ، ارزش قایل نشوند. درکل ، رسانه های دوره جدید سیاسی افغانستان ، غیرحرفه ی ، سلیقه ی ، متاثر ازباورهای قبیلوی ، حزبی ومنطقه ای بوده که نتوانسته اند یک آگاهی عمومی برای شهروندان عرضه کرده مردم را درراستای حق دسترسی به اطلاعات یاری رسانند. ازطرفی ، هیچ بحث فکری که درمیان نسل جوان افغانستان جابازکند ، ازطرف رسانه ها مطرح نشده است تا زمینه آفرینش های ادبی ، فرهنگی وعلمی شود، بوجود بیاید. درآخر، باید گفت که رسانه ها مسوول پخش حقایق با معیارهای ژورنالیستیکی بوده ووظیفه بزرگ انسانی را بر عهده دارند. این چالش ها ، درصورتی مردم را از آسیب های کم اطلاعاتی نجات دهد که، رسانه ها رسالتمندانه وروشنگرانه به نشر حقایق بپردازد.
+ نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 13:22  توسط علی اکبر فرهنگ
|
به زودی ملت افغانستان شاهد برگزاری انتخابات مجلس دوم خواهد بود. رقابت های گرم انتخاباتی درین روزها ادامه داشته ومردم برای انتخاب وکیل مورد نظرشان دارند تصمیم می گیرند. اما، مشکل اساسی که مردم ممکن است با آن مواجه شوند؛ تقلب درانتخابات پیش رو است . اعضای کمیسیون مستقل انتخابات درروزهای آغاز کارشان به ملت تعهد کردند که ازتقلب دررای های مردم جلوگیری خواهند کرد، چیزی که مردم کمتر برآن باوردارند. زیرا درانتخابات سال های پیش ، تقلب به سطح کلان وجودداشت است . انتخابات سال 83 ریاست جمهوری ، پرازتقلب خوانده شد، چیزی دمکراسی نوپارا به شدت آسیب رساند. درانتخابت متذکره، هرفرد توانسته بود چندین باررای بدهد. ونیز، صندوق های رای های بعضی جاها حتا پس ازاعلان نتیجه ، به این کمیسیون می رسید. مسوولین درکمیسون انتخابات درآن زمان ، مشکل اساسی رنگ " جوهر" را دانستند . کمیسیون رای های را بازشماری وبعضی صندوق های رای را قرنتینه کردند. اما، این اقدامات چندان تاثیری برشفافیت انتخابات ورضایت کاندیداها نداشت. پس ازآن ، درسال 84 ، ما شاهد برگزاری انتخابات پارلمانی بود یم ، اما، تقلب همچنان این انتخابات را بدنام کرد. مردم وکاندیداها درچند ولایت دست به تظاهرات زده خواهان برگزاری مجدد انتخابات درولایت های شان شدند ؛ اما، این خواسته آنان بی پاسخ ماند. این تقلب کم کم به امر طبیعی تبد یل شده است . چنانچه درانتخابات سال گزشته ، غوغا برپا کرد. تنش ها میان آقای کرزی ویکی ازمقامات بلند پایه نمایندگی سازمان ملل ، کشاندن انتخابات به دوردوم و، نگرانی های ملی ، همه وهمه ازکارکرد ضعیف کمیسیون مستقل انتخابات حکایت داشت. کشورهای خارجی هم ازتقلب گسترده درین انتخابات اظهارنگرانی کردند وخواهان برگزاری دوردوم آن شدند. خوب ، به هرصورت آن انتخابات هم منتج به بوجود آمدن حکومت فعلی شد. حالا ما به استقبال انتخابات مجلس دوم می رویم ، نگرانی های عمومی ازهمین حالا وجود دارد. وکلای پارلمان ، نامزدان ومردم ، همه ازتقلب مجدد نگران اند. آنان کمیسیون را قادر به اصلاح این سیستم وعملکرد قوی ، نمی دانند. آنان بهترین د لیل براثبات ادعای شان ، بسته شدن مراکزرای دهی دربعضی جاها نظر به ادعای نمایند گان مردم ، کاند یدا کردن یک نفر دردو ولایت و کم بودن مراکز ثبت نام برای اخذ کارت رای دهی می دانند. نظر به ذهنیت مردم ، عامل دیگر که ممکن باعث تقلب شود ، این است که حکومت می خواهد به هر نحوی که شده افراد خودرا به پارلمان داخل کند تا درآینده بامشکلات کمتر ازین ناحیه روبرو شود. پارلمان مطیع وفرمان بردار، خواست طبیعی رییس جمهور می باشد. پارلمانی که کمتر به رد واستیضاح وزرا پرداخته ودر کارهای حکومت دخالت کند. ونیز، تجارب تلخ ازدوانتخابات قبل، این باور را تقویت می کند که انتخابات پیش رو نیز پررنگ از رنگ تقلب خواهد بود. اما، کمیسیون بااندک تغییر، همچنان به حال خودش باقی است . اینکه با آوردن چند نفر دیگر درراس این اداره بتوان آن را اصلاح کرد ، چیزی است که کمتر ممکن می نماید. حالا که ما درروز های نزد یک شاهد برگزاری انتخابات پارلمانی خواهیم بود، انتظار می کشیم تا ببینیم که کمیسیون به تعهد انسانی وملی خود چقدر عمل می کند. تعهد اخلاقی ایجاب می کند که دست تقلب کاران را ازتقلب کوتاه کرده تنها وتنها " رای " واقعی مردم ، باعث برنده شدن کسی شود. رویای که هر شهروند افغان دارد، همین است که خودشان انتخاب کنند ونه تقلب وزور! آیا این رویا ی انسانی مردم به واقعیت تبدیل خواهد شد؟! گزشت زمان به آن پاسخ خواهد داد.
+ نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 13:21  توسط علی اکبر فرهنگ
|
کندز ؛ دراوج ناامنی های سازمان یافته
مردم کندز مثل دیگر شهروندان افغان ، ازتحولات جدید سیاسی – اجتماعی که ازاجلاس تاریخی بن بوجود آمد ، استقبال کرده وامیدهای دردل داشتند. آنها ازتشکیلات جدید سیاسی پیرامون آقای کرزی ، خواستها وامیدهای معقول وانسانی داشتند.امیدشان آوردن صلح وزندگی درپناه قانون وحکومت خادم مرد بود. مردم دیگر ازخانه جنگی ها وچوروچپاول به ستوه آمده بودند ، تنها چیزی که نمی خواستند همین تداوم این جنگ خانمان سوزداخلی بود. برادرکشی ها، تاراج اموال دیگران و... که ازخصوصیات جنگ است ، مردم را صددرصد ازوضعیت وزندگی دریک چنین شرایطی ، ناامید وسرخورده کرده بود وازطرفی هم که حکومت طالبان مطابق خواست شان نبود. ازحکومت طالبان همه میدانند ونیازی نمی بینم که چیزی بگویم. خوب ، بنابرهمین نارضایتی هابودکه مردم ازحکومت موقت وانتقالی به خوبی استقبال کردند. این حکومت جدید به رهبری کرزی ، آینده خوبی را برای مردم نوید می داد. درهای بسته مکاتب ، دانشگاه ها ، کورس های آموزشی و مدارس به روی مردم بازشد؛ همه با تمام شوق وذوق راهی محلات کاری مورد نظر شدند. یکی به مکتب ، یکی به دانشگاه ، یکی به کورس ویکی هم به کارهای آزاد پرداخت . دیگر، ازشلاق وتفنگ کمتر می شنیدند وباهش سروکارداشتند. ازقیافه معصومانه کودکان تا صورت چروکیده پیران ، مظاهربود که امیدرا نمایان میکرد. اما، متاسفانه امیدهای سبزمردم وتلاش های هدفنمدانه شان برای آبادی کشور، دیری دوام نیاورد که حملات انتحاری به سراغ شان آمد. پس ازتلفات که ازین ناحیه دیدند، کم کمک ترس واضطراب درمیان مردم بوجودآمد ، وبعد هم این تشویش ها بیشترشده وبه عادت همیشگی مردم تبدیل شد. ناامنی های سازمان یافته ازجنوب شروع شده وبعد ازمدتی به شمال کشانده شد، قسمیکه حالا دیگر مردم شمال هم مثل مناطق جنوب ، ازخطرات وآسیب های این جنگ بی نصیب نمانده اند. نکته قابل تذکراین است که ناامن شدن شمال ، باناامن شدن جنوب خیلی تفاوت داشت . درشمال سال گذشته ما شاهد بودیم وشنیدیم که حکومت خود درتبانی با خارجی ها به ناامن سازی پرداختند. ماجرای طیاره های که طالبان را درکندز انتقال داده بود تا امروزکماکان مکتوم مانده ، هیچ کس نمیداند مقصر کی بوده دراین قضیه ! ازقراین پیداست که حکومت هم دست داشته وگرنه باید کسانی را که به چنین خیانتی دست زده بود به مردم معرفی میکرد.درین یک چنین وضعیتی ، انتخابات ریاست جمهوری دراوج ناامنی برگزارشد ؛ این ناامنی ازهمه بیشتر دامن ولایت کندز را گرفته بود. اکثرولسوالی های این ولایت به قدری ناامن بود که مردم درپای صندوق های رای رفته نتوانستند. پس ازانتخابات ، اربکی به زودی مناطق را ازدست طالبان رها کرده بر مناطق تحکم پیداکردند. این ، باعث شد مدتی مردم درامنیت زندگی کنند. اما ، این وضعیت هم خیلی دوام نیاورد. به زودی حملات چیریکی طالبان دوباره برضد اربکی ها آغازشد. این حملات تلفات متقابل را درپی داشت . وهمچنان، طالبان با اخطار شبکه های مخابراتی ، آنان مجبورشدند ازطرف شب آنتن های شان را قطع کنند( اگرچه خود شرکت ها بهانه های دیگری می آورند). مدتی زیادی شده است که پس ازشش عصرتا شش صبح ، تلفون های همراه خاموش است . به خاطریکه ارتباط بین اربکی ها ازطرف شب برقرارشده نمی تواند، حملات بیشتر ازطرف شب علیه آنها سازمان داده می شود.موارد زیادی دیده شده که طالبان ازطرف شب برمواضع اربکی ها حمله کرده به کشت وکشتارمی پردازند. اربکی ها هم ازطرف روزبه انتقام گیری می پردازند. درین وسط مردم تنها رنج که می کشند ازهمین ناحیه است . گاهی منطقه درتصرف طالب وگاهی هم درتصرف اربکی ها است . ازپولیس ملی واردوی ملی هم که کاری ساخته نیست . وقتی خوب به وضعیت نگاه کنی ، وضعیت عین دوره جنگ های داخلی است . پارسال طالبان عشر مردم را جمع کرد ، امسال هم اربکی ها . ازطرفی دیگر، این روزها گندم ها خرمن شده وبااندکترین حرارتی می سوزند. این جنگ های باعث سوختاندن خرمن های زیادی ودرواقع بربادی مردم زیادی شده است . مردم دهقان ، تنها امیدشان همین خرمن های گندم شان است که آن هم با مرمی های دوطرف گاهی حریق می شوند. حالا دیگر مدرم نه به این دولت امید دارند ونه هم به این نظام به ظاهر منتخب ومردمی ؛ زیراآنها نه رای داده توانسته اند ونه هم ازناحیه این دولت خیری را نصیب شده اند.درتازه ترین رخداد، ولسوال ولسوالی قلعه زال( آق تپه) بابرادرش کشته شدند. آنها ، درمرکزولسوالی موردحمله قرارگرفته به دیارابدیت پیوستند.هنوزوحشت که هفته قبل درمرکز شهر(درچند قدمی مقام ولایت )بوجودآمده بود فراموش نشده که حادثه دیگر، بوقوع می پیوندد. حالا دیگر، وضعیت کندز باوضعیت هلمند وکندهار هیچ فرقی ندارد. این ازبرکت حکومت جدید است که برای مردم وعده های گرم وچربی داده بود. آقای کرزی وعده داده بود برای مردم امنیت ، رفاه ، عدالت ، مشارکت ، تعلیم وتربیت و...می آورد. اما ، تنها کاری را که ایشان برای مردم کرده بدترکردن وضعیت سیاسی – اجتماعی واقتصادی افغانستان است . ازبرچیدن دامنه فساداداری هیچ خبری نیست ؛ ازین ناحیه هم چنان مردم آسیب می بینند. منافع ملی را فدای منافع قبیله ای کردند ؛ و، وحدت ملی آسیب پزیرترازگزشته شده است . ونیز، شعارمشارکت ملی آقای کرزی همانقدر پوچ ودروغ ازآب درآمد که شعارتامین امنیت مردم درتمام اطراف واکناف افغانستان ! خوب ، بااین وضعیت مردم چرا به این دولت نیم بند وبی پایه ، امید داشته باشند؟! واصلا عدم همکاری وفاصله گرفتن مردم ازحکومت به معنایی سلب اعتماد شان ازحکومت است . اگرواقعا تیم حاکم برسرنوشت مردم ، ازقضاوت تاریخ می ترسند ، ازمشکلات آفرینی برای مردم شرم دارند ، پس بهترهمین است که ازمنافع شخصی شان گزشته به منافع مرد فکرکنند. دوام این وضعیت ، مارا به راهی خواهد برد که دوباره به ترکستان برسیم !
+ نوشته شده در یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 16:7  توسط علی اکبر فرهنگ
|
تقلبکار عزیز !
بالا میروی !
علی اکبر فرهنگ
درهرجامعه ی ارزشهای وجوددارد که براساس آن یک انسان مورد قضاوت قرارمیگیرد. انسانها هم دارای خوبی ها وبدی های هستند که بیشتر ازعملکر شان فهمیده میشوند. از عمل خوب خود ،انسان پاداش میگیرد ؛ ازعمل بد ، مجازات را نصیب خود میکند ویا نفرت مردم را میخرد. این معیارها درجامعه های مثل افغانستان ، برخاسته ازمتون دینی است . قانون ؛ برای عملکرد خوب انسان پاداش را عنایت میکند ودرمقابل عملکرد بد ، نیز ساکت ننشسته از عامل آن بازپرسی میکندودرصورت ثبوت تنبیه ومجازات میشود. وجدان انسان نیز همین را می پزیرد که ، دربرابر کارخوب کسی ازش تمجید شود ودرمقابل عمل بد اش ، تحقیر. ارزشهای اخلاقی حکم میکند که ، به خاین نباید حق تسلط برسرنوشت جامعه داده شود. این معیارها برای مسایل دیگر اجتماعی نیز صدق میکنند وقابل تطبیق هستند. هر انسان که درجامعه به منصبی دست پید اکرد وبه درستی ازعهده آن برآمد طبعن باید مسوولیت های بالاتری برای خدمت به مردم ، برای شان داده شود. واگر درحق مردم خیانت کرد ، دیگر موردی ندارد که ازجانب مقام های با لا به مناصب بالا تر آنها را منصوب کنند. درکشورهای دیگر، ما می بینیم که کسانیکه باسرنوشت مردم بازی کرده ویا درجامعه به نحوی منفوراست ، هیچ منصبی را نصیب نمی شوند. ولی متاسفانه این قضیه درافغانستان برعکس است . هرکسی که متهم به خیانت است ویا خیانت کرده ویا درجامعه منفوراست ، به مقام های بالای دست پیدامیکنند. بطورنمونه ، درانتخابات سال 83 13 ، کسانیکه تقلب کردند وبه هربهانه که بود ، پس ازآن همه نفرت مردم ، وبازی که بااراده مردم کرده بودند ، به پست های مهم رسیدند. آنها دراولین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان با معیا رهای مدرن ، اولین تجربه مردم سالاری را به بازی گرفتند واحساسات پاک مردم را جریحه دارساختند ؛ دمکراسی نو پا را ازگلو خفه کردند ؛ و، به آرزوهای پاک مردم تف کردند.آنها نه تنها بازپرس نشدند ، بلکه ، مورد مرحمت های ریاست جمهوری قرارگرفته وبه جاه وجلال رسیدند. مردم این همه تلاش کردند تا آزادانه انتخاب کنند وانتخاب شوند، اما ، آنچه نصیب شان شد فریبی بود که با مهارت برای شان هدیه شد. اگرچه ، این آفتاب هم با دوانگشت پنهان نشد وملت دانست که قصه ازچه قراراست . شاید اینان مردم را نادان پنداشته اند ؛ اما مردم همه چیز را ازسیاستی که درافغانستان مرسوم است ، میدانند. تقلب انتخابات 83 وقتی مورد بازپرس قرارنگرفت ، انتخابات 88 نیز با تقلب شرم آورتری رنگ گرفت . زیرا که ، افرادی مجرب تری استخدام شد وتقلب را بطور نظام مند تر عملی کردند. آقای کرزی هم دراوایل کار، کمی شرمنده این رسوایی بود ، ولی ، بعدها دیگر ازیادش رفت که متقلب کی بود ومتهم کی شد. آیا بهترنبودکه ، بجای اتهامات بردیگران ، با مدارک وشواهد موجوده به محاکمه متهمین می پرداخت ؟! این میتوانست حداقل کمی امید برای مردم به ارمغان آورد. به هرصورت رسوایی که درین انتخابات آشکارشد ، همه را حیرت زده کرد . البته ، بیشتر کسانی را که غفلت زده بودند. چه اینکه ، ملت ازاول هم میدانست که " سال که خوش است ازبهارش پیداست " . این انتخابات دمکراسی نوپا را بیشتر صدمه زد . تاجاییکه واکنشهای آنچنانی، را درپی داشت . ادعا های که ثابت شد وتقلب که بطور سیستماتیک عملی شد . این بار نیز پس ازانتخابات ، رییس جمهور میخواهد به مسوولین درجه یک کمیسیون انتخابات "مقام های دیگری "را عنایت فرماید. به جای بازپرسی ازین رسوایی ملی وبین الملی ، آنها باز هم به مقام های بالاتری خواهند رسید. شاید فردشماره یک را به پست وزارت کاندید کند وشاید که هم وزیر مشاور تعیین کند . تنها فایده ی این ملت بیچاره میشود همین حیف ومیل بیت المال کشور وظلمی است که بالای شان تحمیل میشود. درنتیجه ، میتوان ادعا کرد که درین دوره ، ملت افغانستان شاهد نظامی است که به متقلب و.. . پاداش داده میشود. وتقلب گام اول است برای رسیدن به مقام های بالای دولتی . منتظر میمانیم که، کدام" پست های مهم "به آنهاداده خواهد شد ؟
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 17:18  توسط علی اکبر فرهنگ
|